خانه / کارآفرینی / کسب و کار / دیکشنری تجارت / آموزش زبان تجاری (درس هفتم)
آموزش زبان تجارت
دیکشنری تجارت

آموزش زبان تجاری (درس هفتم)

 strategy  (۱(استراتژی)

تعریف:
 روش یا برنامه ای که در جهت رسیدن به موفقیت در اهداف آتی سازمان و یا حل یک مشکل به کار می رود.

مثال :

[latin]1-The company defined a new strategy where it would reduce the price of its products that had been in market for more than 90 days to reduce their inventory.[/latin]

۱- شرکت استراتژی جدیدی برای کاهش قیمت محصولاتی که بیش از ۹۰ روز در بازار بودند، تعیین کرد تا موجودی ها را کاهش دهد.

[latin]2-The intelligent woman’s strategy was simple and concise; she would devise a plan to make money and then implement that plan over the course of the next month.[/latin]

۲-استراتژی خانمِ باهوش، ساده و مختصر بود؛ او یک برنامه برای پول در آوردن تعیین کرد و آن برنامه را در طول ماه بعد پیاده سازی کرد.

 macro environment(۲  (محیط کلان)

تعریف :

۱-عوامل خارجی و غیرقابل کنترل ای که بر تصمیم گیری های سازمانی اثرگذارند و روی عملکرد و استراتژی ها نقش دارند. این عوامل شامل پارامترهای اقتصادی، جمعیت شناختی، قانونی، سیاسی، شرایط اجتماعی و… می شوند.

۲- مثال های خاص ازتاثیرات محیط کلان، شامل رقبا، تغییرات در نرخ سودها، تغییرات فرهنگی، قوانین دولتی و… می باشند.

مثال :

[latin]1- You should try to always be prepared to handle anything that a macro environment can throw at you quickly.[/latin]

۱- شما باید همیشه برای رسیدگی به هرچیزی که محیط کلان می تواند برایتان به همراه داشته باشد سریعاً آماده باشید.

[latin]2- The macro environment was not likely to change in the near future so we were able to focus on micro environmental variables.[/latin]

پشنهاد میکنم بخوانید  آموزش زبان تجارت (درس دوازدهم)

۲- محیط کلان در آینده نزدیک قابل تغییر نبود و ما قادر به تغییر متغیرهای محیط خرد بودیم.

[latin]3- The macro environment was always changing and causing us to implement new strategies to keep our business alive.[/latin]

۳-محیط کلان همیشه در حال تغییر است و باعث می شود که ما استراتژی های جدیدی یه منظور سرپا نگه داشتن کسب و کارمان پیاده سازی کنیم.

۳) policy (سیاست)

 تعریف :
یک سری از اصول و خط مشی های مشخص که توسط هیئت مدیره سازمان در راستای دستیابی به اهداف بلند مدت تعیین و اجرا می شوند

مثال :

[latin]1-The foreign policy of the newly formed government was to isolate itself from any foreign influence might threaten the power of the government.[/latin]

۱-سیاست خارجی دولت جدید دوری از هرگونه نفوذ بیرونی که برای قدرتش تهدید کننده بود، می شد.

[latin]2-The School’s policy on missed classes is that you must have a letter from a parent or a doctor excusing you from class time.[/latin]

۲-سیاست مدرسه در خصوص غیبت در کلاس ها این است که شما باید از والدین یا پزشک نامه ای شامل دلیل غیبت تان داشته باشید.

[latin]3-Everyone was against the President’s Foreign Policy because it had a negative effect on relations with many.[/latin]

۳-همه بر ضد سیاست خارجی رئیس جمهور بودند، چون آن تاثیر منفی بر روابط با کشورهای زیادی داشت.

منبع:modirno.ir

آموزش زبان تجاری (درس هفتم)
۵ (۱۰۰%) ۳ votes

حتما ببینید

آموزش زبان تجارت

آموزش زبان تجاری (درس دهم)

differentiation strategy  (۱ (استراتژی تمایز) تعریف: رویکردی که در آن یک شرکت، تولید و بازاریابی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + دو =