کتاب «موانع رشد برند؛ شناسایی و درک موانع و غلبه بر آن‌ها» اثر رالف کروگر و آندریاس اشتومف با ترجمه محمد حسین بیرامی به همت انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.

موانع رشد برند

به گزارش کارآفرین نیوز کتاب از شش فصل تشکیل شده است. فصل نخست مثال‌هایی از مدیریت موفق برند را به خوانندگان معرفی می‌کند تا اشتهای بیشتر را در خواننده برانگیزد.

فصل دوم چالش‌های اصلی در مدیریت برند و الزاماتی که یک مدل برتر باید برآورده کند را ارائه می‌کند. نویسندگان در فصل‌های سه، چهار و پنج کل فرایند مدیریت برند را براساس مدل موانع رشد برند تشریح می‌کنند و نشان می‌دهند چگونه می‌توان موانع رشد برند را شناسایی، درک و در نهایت بر آنها غلبه کرد.

در پایان، کتاب در فصل ششم با ارائه روش‌های پیش بینی و کنترل رشد به پایان می‌رسد.

نویسندگان در دیباچه این کتاب می‌نویسند: «این کتاب اطلاعاتی بسیار بیش از پرسش‌هایی خوب به مدیران اجرایی ارائه می‌کند. کتاب برای شاغلان در بازاریابی و حوزه‌های مرتبط (مثلا فروش) که مسئول برند نیز هستند ابزارهایی را فراهم می‌سازد که جهت هرچه ساده‌تر کردن مدیرت برند به آنها نیاز دارند. آنها نیز باید قادر به پیگیری مستمر استراتژی‌ها و فعالیت‌های ناشی از برنامه مدیریت برندی حرفه‌ای باشند، بدون آنکه با استدلال‌های پراشتباه و غریب از راه به در شوند که بسیار روی می‌دهد.»

نویسندگان در جایی دیگر توضیح می‌دهند؛ «کتاب شامل دامنه گسترده‌ای از مثال‌ها از فعالیت‌های مشاوره خودمان است. در نهایت، منظور از آن نه فقط مفید بودن بلکه یک مطالعه خوب نیز هست. این کتاب رساله‌ای علمی پیرامون مدیریت برند نیست، بلکه راهنمای فشرده علمی در باب «هنر مدیریت برند رشدگرا» است. اگر پس از خواندن آن ایده روشنی از رویکرد آینده مدیریت برند خود داشته باشید، در آن صورت کاری را که آغاز کردیم به سرانجام خوبی رسانده‌ایم.»

در بخشی از فصل نخست با عنوان دنیای شگفت انگیز برندهای روبه رشد آمده است: «شعاری که مک دونالد چندین سال است استفاده می‌کند، «عاشقتم»، وفاداری را هدف گرفته است. مهمانان نباید فقط برند و محصولاتش را دوست داشته باشند؛ باید عاشق آن بشوند و تبدیل به طرفداران واقعی بشوند. برای تبدیل یک مشتری به یک طرفدار، هر مراجعه‌ای باید یک تجربه مثبت باشد. کار آسانی نیست اگر چنان طیف وسیعی از مشتریان را داشته باشید؛ بچه مدرسه‌ای‌ها، دانشجویان، مجردها، زوج‌ها و خانواده‌ها از همه بخش‌های جامعه و با دامنه گسترده‌ای از سبک‌های زندگی. مک‌دونالد تلاش می‌کند رستوران‌ها را به گونه‌ای طراحی کند که به همه این افراد اجازه دهد چیزی پیدا کنند که به آنها مرتبط است و انتظارات آنها را برآورده می‌کند. به طور کلی این برند تلاش می‌کند تا به هر مهمانی تجربه‌ای را ارائه دهد که برای آن فرد کامل است و انتظارش را دارد.»

نویسندگان در بخشی با عنوان «استراتژی بازار جدید: توسعه بزرگ برند» آورده‌اند: «با یک برند قوی، نه تنها به بخش‌های مجاور، بلکه به بازارهای کاملا جدید نیز می‌توان توسعه یافت. اما همین قاعده در مورد بخش‌های جدید نیز صدق می‌کند: مزایای کیفیت‌های اصلی برندهای موجود باید در بازار جدید نیز باورپذیر و مجاب‌کننده باشند.»

در فصل دوم اشاره شده است: «همه موافق‌اند که مدیریت برند و فعالیت‌هایی که در بر می‌گیرد باید اثربخش باشند. با این حال، در کمال شگفتی، تنها تعداد اندکی از مدیران برند تاثیر یا تغییری را که می‌خواهند به آن دست یابند دقیقا می‌شناسند. دلیل آن نیز اغلب فقدان مستندات روشنی است که نشان دهند به کدام مسئله مدیریت برند در حال حاضر باید با فوریت رسیدگی شود و چه اثری حل آن مسئله باید داشته باشد؛ به‌ویژه از جنبه رشد برند. آیا هدف افزایش آگاهی از برند است؟ یا تقویت جایگاه برند مهم‌تر است؟ آیا می‌خواهید وارد دسته مرتبطی از گروه‌های هدف جدید شوید؟ یا باید بر تدوین یک برنامه وفاداری مشتری تمرکز کنید؟

با این همه، بدون یک تاثیر به وضوح تعریف شده(یک هدف مشخص) نه برنامه‌ای می‌تواند باشد نه فعالیت‌های اثربخشی. زیرا بسته به تاثیر مورد نظر، استراتژی‌ها و اقدامات متفاوت خواهند بود.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.