کارآفرینی آغاز سفری پرچالش و آموزنده است که در کنار کسب و کار ، آزمون و خطاهای ارزنده ای را به همراه دارد با آینده ای روشن برای سازمان کارآفرین و تربیت رهبرانی قدرتمند و تاثیر گذار .

سازمان های کارآفرین و رهبرانی قدرتمند

 به گزارش کارآفرین نیوز ، به طور کلی مدیران کارآفرین برای موفقیت در نقش مدیریتی به مهارت های مختلفی نیاز دارند که تجربه مدیریتی، در این میان یکی از عوامل مهم به حساب می آید که باید وزن آن را تعیین و جایگاه آن را مشخص نمود.

رابطه تصمیم گیری و تجربه

تجربه یکی از منابع یادگیری شمرده می شود که بیش از ۷۰ درصد یادگیری از این طریق به دست می آید در حالیکه آموزش و مهارت آموزی جمعا ۳۰ درصد یادگیری را پوشش می دهند اما یک مدیر کارآفرین تازه کار که تجربه زیادی ندارد برای موفقیت باید چه کار کند و به چه خصوصیات و مهارت هایی مجهز باشد؟

تصمیم گیری یک اصل اساسی برای مدیریت در سازمان کارآفرینی است و کارآفرین مرتبا در معرض تصمیم گیری است لذا شناخت نتایج موثر حاصل از تصمیمات برای آینده سازمان اهمیت ویژه دارد که بخشی از این شناخت ناشی از تجربه های پیشین مدیریتی و شغلی است.

سازمان های کارآفرین و رهبرانی قدرتمند

اگر تجربه را مجموعه اثرات احساسی که در طی یک رویداد یا پس از رویداد در ذهن ثبت می شود، بدانیم باید گفت این اثرات موجب یادگیری و نهادینه شدن یادگیری ها در ضمیر فرد می شود که ممکن است به تغییر رفتار بیانجامد، این تغییر رفتار می تواند در مقاطع مختلف، تصمیمات کارآفرین را به نحوی هدایت کند که منجر به نتایج جدید در سازمان کارآفرینی شود.

در واقع تجربه، تصمیمات مدیر کارآفرین را در اثر یادگیری تحت نفوذ در می آورد تا نشان دهد که تجربه روند تصمیمات را به گونه ای تغییر می دهد که تفاوت یک مدیر با تجربه و یک مدیر بدون تجربه مشخص شود.

تجربه عامل ایجاد دانش

البته وقتی از تجربه سخن می گوییم قرار نیست همیشه تجربه موفق مدنظر باشد زیرا تجربه ناموفق نیز به یادگیری منجر می شود و می تواند بسیار ارزشمند باشد و از آموزه های آن برای موقعیت های تصمیم گیری بهره برد.

تجربه موفق، تجربه ای است که نتیجه پیاده‌سازی یک تصمیم‌گیری درست بوده و تجربه ناموفق، تجربه ای است که در نتیجه پیاده‌سازی یک تصمیم‌گیری نادرست رخ داده که در هر دو مورد، مدیران کارآفرین با اطلاع از آنها می توانند از قرار گرفتن در راهی که نتیجه لازم را به دنبال نخواهند داشت، جلوگیری کنند.

سازمان های کارآفرین و رهبرانی قدرتمند

هر ماموریت و هر تصمیم، مهارت و دانش جدیدی را به مدیر کارآفرین اضافه می کند که هر چقدر عمیق تر یا بیشتر باشد طبعا مهارت و دانش آن مدیر بالاتر خواهد بود و بهتر می تواند تصمیم گیری نماید.

نکته مورد توجه در مدیریت این است که برای تصمیم گیری، فرمول نوشته شده ای وجود ندارد و هر تجربه ای را نمی توان عینا تکرار نمود زیرا متغیرها و فاکتورهای جدیدی وارد شده یا از آن خارج شده اند بطوریکه این متغیرها، متنوع و غیرقابل کنترل اند و عملا زمینه تجربه تکرارپذیر را منتفی کرده اند هر چند امکان استفاده از تجارب قبلی با لحاظ کردن متغیرهای جدید، امکانپذیر است اما نباید این متغیرهای جدید نادیده گرفته شوند.

تجربه بزرگترین حامی کارآفرین

کارآفرین شدن کار ساده ای نیست که بتوان با زدن دل به دریا، انتظار موفقیت داشت اگرچه تجربه کارآفرین شدن از شیرین ترین تجربه ها محسوب می شود و سفر کارآفرینی مملو از تجارب و درس های آموزنده است که اگر به آنها توجه شود انبان تجربه بزرگترین حمایتگر در سال های آتی خواهد بود.

 پژوهش انجام شده بر روی تعداد زیادی از شرکت های بزرگ نشان داد که ۷۰ درصد آنان در جذب یا تربیت مدیران،  تجربه را مهمترین عامل به شمار می آورند زیرا این امری بدیهی است که بیشتر یادگیری می تواند از طریق تجربه تحقق یابد و همه مدیران برای یادگیری از اشتباهات قبلی خود، ارزش قائل می شوند و چه بسا یادگیری مدیران کارآفرین از اشتباهات قبلی بیش از یادگیری آنها از دیگر تجارب باشد تا جایی که تجربه را در رده دانش های ضمنی قرار می دهند که معمولا در ذهن افراد جای می گیرد.

زمانی که مدیر کارآفرین وارد دنیای کارآفرینی می شود باید درک درستی از آنچه که قرار است انجام دهد داشته باشد تا بتواند ماموریت خود را دقیق انجام دهد لذا اگرچه هیچ مدیری در آغاز کار، تمام مهارت های مورد نیاز را ندارد و ممکن است تجربیات لازم را هم نداشته باشد اما باید سعی کند پاسخ درست را بیابد و تصمیم گیری درست و مناسبی داشته باشد.

تجربه کاری بیشتر، مدیریت بالاتر

تا همین چند سال پیش محیط های کار اغلب توسط افراد باتجربه اداره می شد و به شکلی مدیریت می شد که هر قدر تجربه کاری افراد بیشتر بود نقش مدیریتی بالاتری داشتند اما امروزه نقش جوانان در کارآفرینی بیشتر شده و مدیریت آنها در سازمان های کارآفرینی پررنگ تر شده است.

اگرچه یک کارآفرین جوان با نوآوری و مهارت خود، مدیریت کسب و کار را برعهده گرفته اما توجه به تجربه دیگران یک اصل در مدیریت کارآفرینی است که نتیجه تصمیمات را به بهترین شکل ممکن تغییر می دهد.

سازمان های کارآفرین و رهبرانی قدرتمند

مهم نیست که مدیر یک سازمان کارآفرینی از کارمندان، جوان تر باشد یا مسن تر، قدش کوتاه تر باشد یا بلندتر و...، مهم این است که تصمیمات دقیقی بگیرد و بتواند به دیگران انگیزه بدهد.

همین مدیران باید توجه نمایند که تجربیات دیگران را مورد استفاده خود قرار دهند یا حتی تجربه افراد را به تجربه سازمانی تبدیل کرده و آن را در خدمت سازمان قرار دهند بطوریکه اشخاص دارای مهارت و تجربه بالا، به تدریج فوت و فن کار را به دیگران یاد بدهند. در پژوهش انجام شده از سوی انجمن آمریکایی یادگیری و توسعه (ASTD)، نتایج، حاکی از آن بود که سه چهارم از ۵۰۰ شرکت برتر به انتخاب مجله فورچون به شکلی از برنامه‏های استاد–شاگردی استفاده می‏کنند تا تجربیات و مهارت ها را منتقل نمایند البته در این مواقع، مربی ها و آموزش ها بیش از آنچه که فکر می کنید اهمیت دارند.

مدیریت دانش، مدیریت تجربه

دانش و تجربه موجود در سازمان های کارآفرینی جزو ارزشمندترین کالاها محسوب می شوند که باید در حفظ آنها کوشید. در فرایند مدیریت کارآفرینی هرچه اطلاعات دقیق‌تر و مستندتری در زمینه یک تصمیم یا رویداد موجود باشد، تحلیل فرایند اتخاذ تصمیم، نقاط ضعف فرایند و نیز رویدادهای تابع آن آسان‌تر خواهد بود. همچنین هر چه مستندات موجود، دقیق‌تر و روشن‌تر ثبت شده باشد، دانش ارزنده‌تر و کاربردی‌تری را می‌توان به نسل‌های بعدی منتقل کرد.

مدیریت تجربه کارآفرینان که با هدف افزایش یادگیری سازمانی و توسعه دانش ایجاد شده، در واقع فرایند بازیابی، مستندسازی، استفاده مجدد و اصلاح و تعدیل تجارب مدیران کارآفرین را به عهده دارد.

سازمان های کارآفرین و رهبرانی قدرتمند

استفاده مجدد از تجارب سیستماتیک، کارآفرینان جوان را در تصمیم گیری و حل مسائل یاری می‌دهد و رفته رفته یادگیری فعال و عملی در سازمان را جایگزین تجارب پراکنده و حل موردی مسائل متعدد می‌کند. انتقال تجربه مدیران در بهبود فعالیت‌های سازمان تأثیر مستقیم دارد و خود مایه ایجاد دانش در سازمان خواهد شد.

رگ روانز اولین کسی بود که بعد از جنگ جهانی دوم یادگیری عملی را توسعه داد و با توجه به فقدان آموزش‌های مدیریتی مناسب در بین مدیران معدن، یادگیری حین عمل را برای استفاده بهتر مدیران از تجارب یکدیگر در حل و فصل مشکلات ارائه کرد.

برای یک سازمان کارآفرینی، این چارچوب پنجگانه برای مدیریت تجربه می تواند راهگشا باشد؛

اول، مدیران می‌توانند از تجارب بیاموزند.

دوم، در تجربه‌هایشان با دیگران مشارکت کنند.

سوم، به نصایح و انتقادهای دیگران توجه کنند.

چهارم، پیشنهادها را در عمل به کار گیرند.

پنجم، مطالب فرا گرفته شده را به طور مرتب مرور و نتایج حاصل از فعالیت های دیگران را بررسی کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =