طبق استانداردهای آماری موجود، افراد با یکساعت کار حتی بدون مزد در هفته باید شاغل محسوب شوند؛ با این حال برداشت جامعه این است که اشتغال باید فرد را قادر به تامین مخارج کند و مرز بین بیکاری و اشتغال باید در توان تامین معیشت قرار گیرد.

اگر یک ساعت در هفته کار دارید، شاغلید نه بیکار!

به گزارش کارآفرین نیوز، سالهاست یک چالش و اختلاف نظر بزرگی در بازار کار کشور وجود دارد و بسیاری از کارشناسان و منتقدان می گویند طبق تعریف اینکه هر فرد اگر در هفته یک ساعت به کار اشتغال داشته باشد و حتی این کار برای فامیل و بدون مزد هم بوده باشد، آن فرد شاغل محسوب می شود و بیکار نیست، آمارها در بازار کار به صورت کلی دچار چالش و مخدوش خواهند بود.

در نقطه مقابل، مراکز آماری کشور و به ویژه مرکز آمار ایران در واکنش از تعاریف بین المللی یاد می کنند و عنوان می شود استاندارد آمارگیری اشتغال و بیکاری در ایران دقیقا بر اساس استانداردهای جهانی تعریف شاغل و بیکار است و نمی توان تعریف بومی از شاغل و بیکار ارائه کرد.

اما این موضوع برای بسیاری از کارشناسان و فعالان در بازار کار ایران قابل قبول نیست و در دوره هایی نه چندان دور در دولت های گذشته، بر سر تعریف شاغل و بیکار چالش و حواشی فراوانی به وجود آمده است. محور اصلی انتقاد کارشناسان این بود که هیچ فردی با یک ساعت کار در هفته امکان تامین مخارج زندگی خود را نخواهد داشت. در مقابل نیز مرکز آمار از وکلا نام برده بود که این گروه شغلی احتمالا با یک ساعت کار در هفته امکان تامین مخارج خود را خواهند داشت.

چه افرادی شاغل محسوب می شوند؟

اگر بخواهیم مروری بر تعریف مرکز آمار ایران از شاغل داشته باشیم، وجه تمایز قرار داده شده و پارامترهای تعیین شده برای شاغل و یا بیکار دانستن افراد، احتمالا محل بحث خواهد شد.

در تعریف مرکز آمار ایران برای فرد شاغل آمده است: تمام افراد ۱۵ ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع، طبق تعریف کار، حداقل یک ساعت کار کرده و یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند، شاغل محسوب می شوند.

همچنین عنوان شده افرادی که بدون دریافت مزد برای یکی از اعضای خانوار خود که با وی نسبت خویشاوندی دارند کار می کنند (کارکنان فامیلی بدون مزد) و کارآموزانی که در دوره کارآموزی فعالیتی در ارتباط با فعالیت موسسه محل کارآموزی انجام می دهند، یعنی مستقیما در تولید کالا یا خدمات سهیم هستند و فعالیت آنها کار محسوب می شود نیز شاغل هستند.

از سویی محصلانی که در هفته مرجع (هفته ای که کار آمارگیری انجام می شود)، طبق تعریف کار کرده باشند نیز شاغل اند. از سویی علاوه بر کارکنان دائم نیروهای مسلح، سربازان و نیروهای موقت و افسران وظیفه نیز شاغل محسوب می شوند.

یک ساعت کار هفتگی بدون مزد هم شغل است!

بنابراین طبق تعاریف یاد شده به این نکته اساسی می رسیم که هر فردی که در هفته یک ساعت کار کرده باشد و حتی مزدی نیز دریافت نکرده باشد، شاغل محسوب می شود. اما در عرف جامعه تعریف شاغل با استانداردهای آماری متفاوت است.

در بین مردم و جامعه، شاغل فردی محسوب می شود که بتواند از طریق آن شغل مخارج خود و یا خانواده ای را تامین کند. در ایران و بسیاری کشورها و فرهنگ ها، حتی اشتغالی که منجر به تامین کامل مخارج و هزینه های زندگی افراد نشود نیز به سختی به عنوان شغل شناخته می شود و معمولا افراد به تغییر شغل خود و یا تقویت موقعیت شغلی توصیه می شوند.

قطعا تعریف مورد استفاده مرکز آمار ایران برای شاغل و بیکار دانستن افراد به معنای توانمندی تامین مالی و مخارج زندگی توسط افراد نیست و تنها انجام یک فعالیت کاری حتی یک ساعت در هفته مدنظر است، اما وقتی آمار اشتغال و بیکاری در فصول مختلف ارائه می شود، برداشت جامعه از بیکاران افرادی هستند که درآمدی ندارند و افراد شاغل نیز کسانی هستند که بابت انجام اموری، درآمد کسب می کنند.

حال بر اساس تعاریفی که مرکز آمار ایران در بحث شاغل و بیکار دانستن افراد مورد استفاده قرار می دهد، باید گفت تعداد افراد فاقد شغل از نظر جامعه با آمار حدود ۲.۵ میلیون نفر بیکاری که مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود از وضعیت بازار کار ارائه کرده، بسیار متفاوت خواهد شد.

بدون حمایت واقعی دولت، بیکاری حل نمی شود

اگر جمعیت محصلان، زنان خانه دار، دانشجویان، سربازان و کارکنان فامیلی بدون مزد را از جمعیت شاغلان کشور کسر کنیم، احتمالا به آمارهای بیکاری چند برابری نسبت به ۲.۵ میلیون بیکار مطلق طبق تعاریف مرکز آمار ایران خواهیم رسید. در عین حال، به این گروه ها دستکم باید حدود ۲.۵ میلیون نفر دارای اشتغال ناقص (در خطر بیکاری و با درآمد ناکافی) را نیز اضافه کنیم.

اگر دولت سیزدهم بخواهد بدون در نظر گرفتن تعاریف و استانداردهای آماری موجود که شرح آن گذشت، نسبت به بهبود وضعیت معیشتی و شغلی جامعه اقداماتی داشته باشد، باید تمامی ظرفیت ها و امکانات موجود کشور و همچنین ظرفیت سازی های خارجی اعم از جذب منابع مالی خارج از کشور و استفاده از فرصت های بازار کار سایر کشورها و تبادلات نیروی کار و ... را فعال و مورد استفاده قرار دهد.

در داخل نیز با حمایت واقعی از بخش تولید و صنعت و بنگاه های موجود، برخی حمایت های موثر مالیاتی و بیمه ای را نیز به منظور تقویت وضعیت شاغلان موجود و افزایش ماندگاری اشتغال آنها در بنگاه ها دنبال کند. طی سال های گذشته اراده های اینچنینی در دولت ها برای حمایت واقعی از اشتغال جوانان و حل معضل بیکاری مشاهده نشده است.

حال که دولت سیزدهم از شروع کار حضور در استان ها و ارتباط نزدیک با مردم را برنامه ریزی و دنبال می کند، قطع به یقین یکی از مهم ترین و شاید اولین خواسته مردم در نقاط مختلف کشور از دولت و مدیران دولتی، کار خواهد بود.

دولت باید در این زمینه برنامه های ویژه ای را تدارک و اقدامات خود را برای مردم در شهرها و روستاهای مختلف کشور تشریح وعملیاتی کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =