کن بلانچارد و دون شولا، در کتاب کوچک مربیگری (the Little Book Of Coaching Details) ، جواب پرسش چگونه می توان یک برنده بود؟ را تحلیل و تبیین کرده و راهکاری عملی را به مخاطبان معرفی می‌کنند.

چطور می‌توان یک تیم برنده بود؟

گزارش کارآفرین نیوز، بی‌تردید یکی از مؤثرترین روش‌ها برای رسیدن به موفقیت در زندگی و کسب‌وکار مطالعه کتب حوزه کارآفرینی است. مطالعه کتب در حوزه موفقیت و کسب‌وکار سبب می‌شود که بسترهای ذهنی افراد گسترش یابد و درعین‌حال فردی که در مسیر کسب‌وکار گام برداشته است آزادانه فکر کرده و آرامش را در کار خود احساس کند.

با مطالعه بدون پرداخت هزینه بالا، تجربیات بزرگ‌ترین کارآفرینان و نویسندگان نصیب افراد می‌شود. کنترل استرس‌ها و کسب آرامش، تقویت حافظه و قدرت ذهن، تقویت مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌افزایی، افزایش خلاقیت و ... همه از ثمرات مطالعه است.

از طرفی اهمیت یادگیری بر کسی پوشیده نیست در واقع خواندن کتاب و یادگیری مطالب جدید تأثیر فراوانی در زندگی افراد دارد. نگاهی به زندگی افراد موفق نیز حکایت از این دارد که آنها همواره بخشی از زندگی خود را مشغول مطالعه بوده‌اند.

چطور می‌توان یک تیم برنده بود؟

بیل گیتس (مالک مایکروسافت) هفته‌ای یک کتاب می‌خواند و مارک زاکربرگ (مالک فیس‌بوک) خود را ملزم می‌داند هر دو هفته یکبار کتابی را به اتمام برساند.

وارن بافت (مدیرعامل شرکت برکشایر هاتاوی و ششمین فرد ثروتمند جهان) هشتاد درصد از زمان روزانه خود را مشغول مطالعه است و مارک کوبان (مدیر شرکت HDNET و سرمایه‌گذار حوزه کسب‌وکار) حداقل روزی سه ساعت مطالعه می‌کند. با این اوصاف می‌توان نتیجه گرفت همه‌ی ما به‌خصوص کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار باید به عادت‌های روزانه خود، مطالعه کردن را اضافه کنیم.

اگر به فکر این بوده که کسب‌وکار و تجارتی را برای خود راه‌اندازی نمایید، حتماً باید توصیه‌هایی را مدنظر داشته باشید. در این زمینه شما قادر نخواهید بود بدون راهنمایی پیش روید.

به همین علت در سلسله گزارشات «نگاهی به آثار مکتوب کارآفرینی و موفقیت» به معرفی کتاب های موفقیت، کتاب های کارآفرینی و کتاب های حوزه کسب‌وکار خواهیم پرداخت تا راهنمایی برای افرادی باشد که قصد دارند کسب‌وکار خود را آغاز کرده و یا آن را گسترش دهند.

کتاب کوچک مربیگری، اثر بلانچارد و شولا

کتاب کوچک مربیگری، اثر کن بلانچارد (Kenneth Hartley Blanchard) و دون شولا (Don Shula) بوده و در کشور نیز توسط چندین فرد ترجمه شده است.

چطور می‌توان یک تیم برنده بود؟

کن بلانچارد، ۸۳ ساله ، چهره بین‌المللی آمریکا بوده که به‌عنوان مشاور، معلم و نویسنده شناخته می‌شود. او بیش از ۶۰ کتاب نوشته که از این بین حدود ۲۰ کتاب مرتبط با مربیگری بوده است. موفق‌ترین کتاب او با عنوان «مدیر یک‌دقیقه‌ای» بیش از ۱۳ میلیون جلد فروش داشته و به زبان‌های زیادی ترجمه شده است. 

این نویسنده مشهور در سال ۱۳۷۹ شرکت‌های بلانچارد را به همراه همسرش تأسیس کرد. همچنین کن بلانچارد به‌عنوان مشاور شرکت‌های دیسنی، هوندا و کداک شناخته می‌شود.

دون شولا ۹۱ ساله، مربی تیم فوتبال دلفین‌های میامی و دارنده پنج جام طلایی در مسابقات فوتبال آمریکایی است.

شولا تنها مربی بوده که در سال ۱۹۷۲ با ۱۷ پیروزی و بدون هیچ باختی قهرمان فوتبال آمریکایی شد. به دلیل قهرمانی‌های متعدد و عملکرد خیره‌کننده در سال ۱۹۹۳ وی به‌عنوان بهترین ورزشکار سال لقب گرفت.

بلانچارد و شولا در کتاب کوچک مربیگری خصوصیات مربیان خوب در امر ورزش و محیط‌های کاری را به تصویر کشیده‌اند. در واقع می‌توان گفت این کتابی تجمیعی از علم و عمل است.

این کتاب با ارائه پیشنهادهای عملی، راه‌های دستیابی به پیروزی و کاستن از احتمال خطر را آموزش می‌دهد.

 نویسندگان به‌صورت جداگانه با ارائه نظرات خود به دنبال این بوده که مخاطبان نحوه برانگیختن انگیزه در افراد را بیابند.

بر اساس دیدگاه بلانچارد و شولا، مربیگری ۵ رمز اصلی داشته لذا آنها کتاب خود را در ۵ فصل یا گام تشکیل داده اند.

در ادامه بخشی از کتاب را مرور خواهیم کرد

کتاب کوچک مربیگری، طرز برخورد شما همه‌چیز را دگرگون می‌کند

گام اول کتاب «هدایت گر راسخ» نام‌گذاری شده و به این اصل اشاره داشته که مدیران خوب همیشه به چیزهایی تکیه دارند. در واقع مشکل اصلی مدیران این بوده که بیشتر آنها به چیزی تکیه ندارند و مدیریت آنها فقط در جهت پیشروی است. به بیان ساده مدیران فقط از دستورالعمل‌ها پیروی می‌کنند. این در حالی است که کلید موفقیت در هر امری، باورداشتن است.

ازآنجایی‌که افراد قادر نبوده همه امور را کنترل کنند، لذا باید واکنش‌های خود را تحت کنترل داشته باشند. آن چیزی که باعث پیروزی می‌شود، ایمان بوده است.

گام دوم کتاب به موضوع «پرآموزی» اشاره دارد. به بیان دیگر، رهبران لایق به گروه‌های خود کمک کرده تا به بهترین صورت ممکن، وظایف خود را انجام دهند.

چطور می‌توان یک تیم برنده بود؟

مربیگری استفاده از فرمول‌های ریاضی نیست. وقتی تمامی اعضای یک تیم در کنار هم بوده و با همکاری را آغاز می‌کنند، آن فعالیت به نتیجه می‌رسد. درواقع زمانی موفقیت اصلی حاصل می‌شود که تمامی اعضای یک گروه با هم و هماهنگ در یک‌جهت کار کنند.

«آمادگی شنیداری» گام سومی بوده که نویسندگان به آن اشاره داشته‌اند. مدیران کارآمد در زمان مقتضی از آمادگی لازم برای تغییر افراد و گروه‌های تخت نظارت و سرپرستی خود برخوردار هستند. ازآنجایی‌که جهان امروز ثابت نبوده لذا تمامی امور در حال تغییر است.

آمادگی شنیداری به معنی آمادگی برای تغییر راهکارها و نقشه‌های کاری در زمان مقتضی است. مربیان باید خود را برای طرح یک نقشه آماده سازند بااین‌وجود، حوادث غیرمترقبه همیشه در کمین بوده و مربیان باید خود را برای تغییر نقشه آماده سازند.

چهارمین گام بر موضوع «هماهنگی» تاکید دارد. مدیران کارآمد در پرسش به نحوه عملکردها از پاسخ فراری نیستند.

چطور می‌توان یک تیم برنده بود؟

هماهنگی به معنی عمل با یک شیوه یکسان در تمامی زمان‌ها نبوده بلکه به معنی عمل مناسب در شرایط مشابه است. هماهنگی در پاسخ به اجرای وظایف افراد حاصل می‌شود درواقع هنگامی که یک مربی به گروه خود تحت شرایط مشابه پاسخ مناسبی ارائه می‌دهد، هدیه قابل‌پیش‌بینی و ارزشمندی به آنها می‌دهد.

با این هماهنگی افراد، معیارها و نحوه اجرای کار را به‌سرعت فراگرفته و خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

در نهایت «اساس صداقت» گام پنجمی بوده که بلانچارد و شولا به آن تاکید دارند. از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیران کارآمد، شایستگی بسیار بالای آن‌ها در اطمینان‌بخش بودن است.

مدیران به آن چیزی که می ببند اطمینان کرده و دوپهلو صحبت نمی‌کنند، از طرفی مردم را درگیر مسائل بیهوده نکرده و همیشه وفادار و راست‌گو هستند. مدیران تنها زمانی می‌توانند به بهترین شیوه عمل کنند که کاملاً قابل‌اعتماد باشند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =