بلاکچین را از این لحاظ که ماهیت تمرکز زدایی دارد و گستره همه گیری آن مترادف با از بین رفتن تمام ساختارهای موجود اقتصادی است می‌توان به عنوان یک انقلاب اقتصادی - توسط کسانی که نسبت به شرایط کنونی اعتراض دارند- نام برد.

صدای پای یک انقلاب می‌آید

به گزارش کارآفرین نیوز، رمزارزها، قراردادهای هوشمند و توکنایز کردن سه کاربرد اصلی فناوری بلاکچین در اقتصاد هستند، حداقل تا امروز به صورت فراگیر سخن از این سه فرآیند برای فناوری بلاکچین در میان است. اگر بلاکچین را خروش علیه سیاست‌گذار یا مخالفت با هر چیزی که به دنبال مرکزیت بخشی و متمرکز کردن است بنامیم بی‌راه نرفته‌ایم. از این رو بلاکچین روحی کاملا آنارشیستی دارد. استفاده از بستری که دو یا چند عنصر بدون نیاز به یک واحد سوم به صورت همتا به همتا با یکدیگر ارتباط داشته و از این مهم‌تر اینکه به این ارتباط خود اطمینان هم داشته باشند بزگترین دستاورد این فناوری است.

با وجود بلاکچین دیگر قرار نیست دولت به پولی که در اختیار ماست ارزش دهد یا قرار نیست قراردادی که با شخص دیگری می‌بندیم در قالبی خاص و تحت نظارت یک مرجع قدرت صورت گیرد و آن را تایید کند، حتی احتیاج نیست برای سرمایه گذاری که ما انجام می‌دهیم سازمان بورسی وجود داشته باشد که آن را تایید کند. درست متوجه شدید اساسا پس از بلاکچین احتیاجی به دولتی برای واسطه‌گری وجود ندارد!

هم اکنون در قراردادهای متداول هر فرد با عناوینی که حاکمیت‌ یا دولت برای آن انتخاب کرده‌اند مانند کد ملی‌ یا کد یکتا پاسپورت، آدرس‌ و شماره حساب‌های دولتی یا شبه دولتی شناخته می‌شود اما در بلاکچین و کاربردهای ذیل آن دیگر این قاعده وجود نخواهد داشت.

شاید در بیان این موضوعات ساده به نظر بیاید اما به صورت عملی، تمام قدرت و حاکمیت سیاست‌گذاران در اقتصاد در تایید، اطمینان بخشی و رگولاتوری ارتباط دو یا چند عنصر تعریف می‌شود. اساسا کاری که حاکمیت در اقتصاد انجام می‌دهد انجام رگولاتوری ارتباط دو عنصر است. برای مثال در ایران بانک مرکزی ارتباط بین بانک‌ها و مشتری را در رابطه با سود سپرده، سود تسهیلات، میزان کارمزد تراکنش وده‌ها مورد دیگر مشخص می‌کند همچنین تا مادامی که سازمان ثبت اسناد و املاک کشور یک قرار داد فروش خودرو و ساختمان را تایید نکند آن قرار داد مشروعیت ندارد.

شهروندانی که احساس می‌کنند به حق خود نرسیده‌اند!

ساختار اقتصادی جهان روز به روز به سمتی حرکت می‌کند که مردم خود را از امتیازهای اقتصادی که قدرت حاکم طراحی کرده‌ دورتر می‌بینند. برای مثال اغلب مردم هم اکنون بر این باورند که دریافت تسهیلات برای طبقه‌ای خاص امکان پذیر است یا توانایی گرفتن مجوز برخی از کسب و کارها صرفا در انحصار برخی از افراد خاص است.

این تفکر محدودیت جغرافیایی ندارد و هر جا سخن از تمرکز قدرت در این زمینه است چنین تفکری به وجود آمده است. برای مثال مردم آمریکا بورس این کشور را تحت تاثیر چند خانواده بزرگ می‌دانند که هر کاری می‌کنند؛ آنها معتقدند بخش قابل توجهی از مردم این کشور صرفا کارگرهای بخش اندک آن هستند. شهروندان کشور انگلستان هم فکر می‌کنند مالیات‌هایی که دولت از آنها می‌گیرد صرف چیزی غیر از محل عنوان شده می‌شود.

در کشور ما چنین رویکردی نسبت به نظام پولی و بانکی کشور باعث به وجود آمدن قرض‌الحسنه‌های محلی شد. مردم به دلیل اینکه به هر دلیل دل خوشی از بانک‌ها ندارند یا احساس می‌کنند در نهایت نمی‌توانند از آنها تسهیلات بگیرند، ترجیح می‌دهند سرمایه‌های خود و چند فرد دیگر را هر ماه تجمیع کنند و به صورت قرعه‌کشی از آن وام دریافت کنند. در این روش با وجود اینکه تضمینی قانونی برای بازگشت سرمایه وجود ندارد و امکان هرگونه کلاهبرداری و سوء استفاده‌ای نیز هست اما افراد به دلیل اینکه هر کدام خود را جزئی از این قرض‌الحسنه می‌دانند به این کار ادامه می‌دهند.

مخالفت با دولت به سبک اقتصادی!

چند سال پیش در فرانسه قانونی مبنی بر افزایش قیمت یکی از فرآورده‌های نفتی توسط دولت این کشور به تصویب رسید. فرانسوی‌ها در اعتراض به این موضوع دست به اردوکشی‌های خیابانی در حد گسترده زدند.

این حرکت با عنوان انقلاب جلیقه زردها مدت‌ها به یکی از اصلی‌ترین خبرهای جهان تبدیل شد. اما جالب‌ترین حرکت این نهضت ایجاد رمز ارزی تحت عنوان GiletjauneCoin یا (GJCO)  و مخصوص به اصطلاح انقلابیون فرانسوی بود. معترضان در کنار اعتراضات سیاسی و اجتماعی اعتراض اقتصادی خود را با ایجاد یک رمز ارز نشان دادند.

آنها در بیانیه ایجاد این رمز ارز از مخالفان سیاست‌های مکرون خواسته‌اند سپرده‌های خود را از بانک‌ها خارج و از رمز ارز ابداعی خود استفاده کنند. با وجود اینکه بانک‌های فرانسوی دولتی نیستند اما معترضان این بانک‌ها را وابسته به قدرت می‌دانند و شرایط سخت اقتصادی ایجاد در این کشور را نتیجه سیاست‌های بانک‌ها می‌دانند.

مطالعه بخشی از بیانیه انقلابیون فرانسوی می‌تواند ابهامات ایجاد این رمز ارز را برای ما حل کند:  «تصمیمات سیاست‌مداران ما را به بانکدارهای شرور می‌فروشد، کیفیت زندگی همه شهروندان اروپایی را کاهش می‌دهد که هر روز اندکی بیشتر نگران آینده فرزندان و نسل‌های آینده خود هستند. سیستم بانکی فعلی و بانکداری جهانی که از زمان بحران اقتصادی ۲۰۰۸ در حال حاضر در حال خراب‌شدن است، در روزهای آخر خود به سر می‌برد. کشورهای اروپایی با کمک اتحادیه اروپا، مردم را تحت فشار قرار می‌دهند تا این سیستم زامبی‌گونه را تامین مالی کنند و تلاش می‌کنند تا کشورها را به زانو درآورند.»

همانطور که اشاره شد بلاکچین می‌تواند یک مفهوم جدید از اعتراض نسبت به وضع موجود باشد با این تفاوت که این اعتراض اقتصادی است. سیاست‌گذاران نسبت به این فناوری دو راه کار بیشتر ندارند یا آنکه آن را بپذیرند و به خدمت خود در بیاورند یا منتظر اتفاقات ناگوار در آینده برای خود باشند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =