بار دیگر بانک جهانی دست به کار شد و با صدور بیانیه‌ای، نسبت به ماندگاری قیمت بالای کامودیتی‌ها هشدار داد.

هشدار بانک جهانی درباره تغییر الگوی تجارت در جهان

به گزارش کارآفرین نیوز، بانک جهانی در گزارشی اعلام کرده است: نزدیک به ۳۰ سال، گستردگی روند تجارت، حجم چشمگیر سرمایه گذاری ها و آمار فزاینده نوآوری ها موجب ایجاد رونق در بخش های اصلی تجارت جهانی و همچنین نویدبخش دوران رونق و شکوفایی شده بود که تصور توانایی دستیابی به مرحله رفع فقر مطلق را تقویت می کرد.

سطح درآمدی کشورهای فقیر نیز به گونه ای بود که امیدها برای کاهش هر چند اندک شکاف اقتصادی آنها با کشورهای بسیار ثروتمند افزایش یافته بود و احتمال بروز بحران های کمرشکن اقتصادی دور از ذهن می نمود.

اما وارد شدن دو شوک بزرگ بر پیکره جامعه بین الملل، موجب کمرنگ شدن افق های نویدبخش اقتصادی شد: پاندمی و جنگ. با افزایش آمار واکسیناسیون و کاهش مرگ و میرهای ناشی از کرونا، سازمان ها و نهادهای بین المللی تلاش می کردند تا کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه را به سمت برنامه ریزی های بلندمدت برای دستیابی به توسعه پایدار پس از پاندمی هدایت کنند، اما وقوع جنگ، تمام برنامه ها را نقش بر آب کرد.

جنگ اوکراین برای کشورهای در حال توسعه، در حکم عامل توقف روند بازیابی پساکرونا عمل کرده است. هنوز کشورهای در حال توسعه، از فشار خسارات دوران پاندمی خلاص نشده اند که جنگ غیرمنتظره، تمام معادلات اقتصاد بین الملل به ویژه کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور را به هم ریخته است و بر انبوهی از مشکلات موجود، آوار شده است. تحلیل ها نشان می دهد زیان ها و خسارات اقتصادی ناشی از هر دو عامل فوق، شدید و طولانی مدت خواهد بود.

بانک جهانی در گزارش اخیر خود با ارائه نموداری آورده است: جنگ اخیر، بزرگترین شوک قیمتی را به بازار کامودیتی ها پس از دهه ۱۹۷۰ (شوک های نفتی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹) وارد ساخته که به اصلاح کاهشی یک واحد درصدی در رشد جهانی در سال ۲۰۲۲ منجر خواهد شد.

نمودار

بانک جهانی در روزهای گذشته در توییتی اعلام کرده بود: جنگ اخیر، الگوهای جهانی تجارت، تولید و مصرف کامودیتی ها را به گونه ای تغییر داده است که تا سالها موجب بالا ماندن قیمت ها خواهد شد. بسیاری از کشورها در حال یافتن تامین کننده های جدید زغال سنگ و نفت هستند و حتی جایگزین هایی با فاصله های دورتر از نظر مکانی پیدا کرده اند.

زغالسنگ؛ در دسته محموله های حجیم و با هزینه حمل فراوان طبقه بندی می شود و این اتفاق می تواند به افزایش شدید هزینه های حمل منتهی شود. این اتفاق در مورد تجارت نفت و گاز نیز در حال وقوع است.

این تغییرات می تواند فشار را بر اقتصاد کشورهای فقیر، چندین برابر افزایش دهد. افزایش قیمت مواد غذایی و منابع انرژی، سهم بیشتری از درآمدهای جمعیت فقیر و کم درآمد را در مقایسه با سایر جوامع به خود اختصاص می دهد.

شایان ذکر است که اکثر کشورهای فقیر؛ واردکننده نفت هستند بنابراین واردات منابع انرژی با قیمت های سرسام آور جهانی، بخش قابل توجهی از بودجه این دولت ها را خواهد بلعید؛ بودجه ای که پیش از این بر اثر بروز پاندمی، بسیار متزلزل و آسیب پذیر شده است.

همزمان، افزایش قیمت کودهای شیمیایی که در برخی موارد به بالاترین سطح پس از سال ۲۰۰۸ رسیده است، قدرت خرید را به شدت کاهش داده است. نتیجه کاملا آشکار است: کاهش بازدهی بخش کشاورزی و کاهش دسترسی به مواد غذایی.

شوک قیمتی کامودیتی ها در بازار به شیوه های گوناگون می تواند الگوهای تولید و مصرف را تغییر دهد. به عنوان مثال؛ پس از شوک نفتی سال ۱۹۷۳، تقاضا برای ملزومات کاهش مصرف بنزین در خودروهای آمریکایی به صورت چشمگیری افزایش یافت و مصرف بنزین از ۱۳ مایل به ازای هر گالن به ۲۰ مایل در سال ۱۹۹۰ رسید. در همان مقطع زمانی، قانونگذاران نیز طرح هایی را تصویب کردند که از استفاده از نفت خام برای تولید نیروی برق جلوگیری می کرد.

نتیجه در هر دو مورد، کاهش تقاضا برای منابع انرژی بود که قیمت سرسام آوری را تجربه می کرد. علاوه بر این که به کاهش انتشار آلاینده های زیست محیطی منجر شد.

به طور کلی، اکثر کشورها برای مقابله با شوک قیمتی نفت در دهه ۱۹۷۰، راه حل هایی نظیر کاهش تقاضا یا تقویت تولید نفت و جایگزینی با سایر کامودیتی های انرژی را در پیش گرفتند.

زغال سنگ

مهمترین پاسخ کشورها به شوک قیمتی نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی، سیاست های افزایش کارآمدی انرژی از طریق کاهش مصرف و تشویق و ترغیب به استفاده از کامودیتی های جایگزین بوده است.

از دیدگاه بانک جهانی، امروزه اجرای این گزینه ها، بسیار مشکل و شاید دور از ذهن به نظر می رسد که اهم دلایل آن عبارتند از:

۱. در مقایسه با دهه ۱۹۷۰، امروزه دولت ها قدرت مانور کمتری برای چرخش به سمت جایگزین های ارزان انرژی دارند: افزایش قیمت نفت به معاملات تمام سوخت های جایگزین سرایت کرده است.

۲. سهم مصرف نفت در تولید ناخالص داخلی جهانی (GDP جهانی) و همچنین در مجموع هزینه مصرف کننده در مقایسه با دهه ۱۹۷۰، به ویژه در کشورهای پیشرفته کمتر شده است. در نتیجه، بعید به نظر می رسد قیمت های بالاتر بتواند تاثیر چندانی در جهت محدود کردن تقاضای منابع انرژی داشته باشد.

۳. دولت ها پیش از این با کاهش مالیات سوخت یا ارائه سوبسیدهای سوخت، به اتفاقات واکنش نشان داده اند. صرفنظر از منافع موقت، اینگونه سیاست ها با اقزایش تقاضای انرژی می تواند بحران موجود را به درازا بکشاند.

بازار نفت

بالا بودن مداوم قیمت جهانی منابع انرژی، به روند تحقق سایر اهداف مهم توسعه جهانی لطمه می زند. دوران گذار به سوی انرژی پاک برای مقابله با تغییرات اقلیمی با وقفه های زمانی طولانی روبه رو خواهد شد.

گرچه برخی کشورها به سمت تقویت استحکام مسیرهای تولید انرژی های تجدیدپذیر و یا استفاده از سوخت های فسیلی که کربن کمتری منتشر می کنند (مانند گاز) حرکت کرده اند اما زمان زیادی لازم است تا تحقق این پروژه ها رنگ واقعیت به خود بگیرد.

ضمنا، برخی کشورها به سمت استفاده از سوخت های فسیلی ارزان تر رفته اند. به عنوان مثال؛ چین تلاش می کند تا تولید زغال سنگ را حدود ۳۰۰ میلیون تُن افزایش دهد که حدود ۸ درصد بیش از میزان تولید فعلی است.

با آغاز جنگ در منطقه اروپای شرقی، موج تغییرات در روند تجارت در بازارهای مختلف و همچنین الگوی مصرف در مناطق مختلف جهان به راه افتاده است که به نظر می رسد مدت های مدید، ماندگار خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =