عدم توجه به محدودیت منابع مشترک و عدم تخصیص بهینه آن در مقاطعی از زمان باعث می‌شود که افراد جامعه برای کسب منفعت شخصی بیشتر، وارد رقابت شده و تا آنجا که می‌توانند از منابع محدود و مشترک، سهم افزون‌تری بردارند، این رفتار که در فقدان قانونگذاری یا فقدان اعمال قانون، اتفاق می‌افتد در مدت زمان کوتاهی، منابع محدود را به صفر رسانده و کلیت منافع جمعی را مختل کرده و به خطر می‌اندازد تا به اصطلاح اقتصاددانان، تراژدی منابع مشترک شکل گرفته باشد.

چگونه منابع مشترک به صفر می‌رسند؟

به گزارش کارآفرین نیوز؛ محدودیت منابع در تمامی جوامع در مورد تمامی منابع وجود دارد، حتی هوا. همین هوایی که ظاهرا بدون محدودیت و بدون تخصیص و تسهیم، استفاده می کنیم در واقع، محدودیت دارد بگونه ای که کیفیت آن در نقاط مختلف، متفاوت است و در برخی نقاط هوای باکیفیت، محدود و کمیاب است.

اقتصاد، علم تخصیص بهینه منابع محدود است بطوریکه استفاده بهتر از منابع باعث شود که محصولات بهتری تولید شده و توسعه و رشد بیشتری ایجاد گردد. خام‌فروشی یا صادرات منابع با ارزش افزوده پایین، علاوه بر حیف و میل منابع باعث می شود پول‌های حاصله از صادرات انواع ذخایر معدنی، اغلب صرف تولید و اشتغال نشده و اقتصاد به فروش منابع اعتیاد پیدا کند. در این میان در فقدان صنعت، سطح اشتغال پایین خواهد بود، وقتی اشتغال کم باشد درآمدهای صادرات منابع نمی‌تواند بین مردم توزیع شود و نهایتا توسعه نیافتگی و فقر گسترش می یابد.

چگونه منابع مشترک به صفر می‌رسند؟

از سویی، وقتی کالایی محدود باشد، تقاضای بیشتری برای آن ایجاد می‌شود و این همان نقطه‌ای است که عده‌ای به‌عنوان عرضه‌کننده وارد شده و سیستم مبادله یا سیستم اقتصادی شکل می‌گیرد. محدودیت منابع است که لزوم دخالت برای تخصیص بهینه آن را یک امر اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

حساسیت بیشتر برای منابع کمتر

تجربه نشان داده هر چه منابع کمتر باشد، وسواس و حساسیت انسان در استفاده از آن نیز بالاتر خواهد بود، شما نیز بسیاری مواقع این فرآیند را تجربه می‌کنید مثلا وقتی بدهکار هستید یا وام می گیرید، الگوی مصرفی شما عوض می‌شود. استفاده از زمان و پول برای شما چهارچوب پیدا می‌کند، بسیاری خرج‌های اضافی و اتلاف وقت را کنار گذاشته تا بتوانید به بهترین شکل از منابع مالی و هزینه فرصت خود استفاده کنید.

البته توجه داشته باشید این بیان که فراوانی منابع در یک کشور حتما به حیف و میل منابع منجر می‌شود یا کمبود منابع لزوما توسعه یک کشور را در پی خواهد داشت، یک نظریه همیشه صحیح نیست و نمونه‌های موفقی مثل کانادا، نروژ یا حتی کشورهای گمنامی مثل بوتساوانا در آفریقا را داریم که علی‌رغم داشتن منابع نفت و گاز، یا فلزات و جواهرات گران‌بها، توسعه اقتصادی مناسبی داشته اند.

اما تراژدی منابع مشترک زمانی رقم می‌خورد که تمایل برای کسب منفعت شخصی در یک منبع مشترک، منفعت جمعی را مختل کرده یا از بین ببرد

چگونه منابع مشترک به صفر می‌رسند؟

از خودروسازی تا کشاورزی

مثلا صنعت خودروسازی با بکارگیری منابع مالی مشترک از یکسو و استفاده از انحصار در بازار و تقاضای زیاد مشتریان از سوی دیگر، منفعت جمعی را دچار اختلال کرده و نه تنها خودروهای مناسبی را تولید نمی کند بلکه زیان ده نیز شده اند!

در واقع، کسب منفعت دو خودروساز، منفعت جمعی مردم کشور یعنی دسترسی به منابع مالی هنگفت به این دو شرکت، همچنین برخورداری از خودروهای با کیفیت و ایمن را از بین برده است. این همان مفهوم تراژدی منابع مشترک در صنعت خودرو کشور است.

یا در حوزه کشاورزی، اوج تراژدی که در آن، سودای نفع شخصی، منفعت جمعی مردم کشور و حتی خود کشاورزان را به خطر انداخته بهره‌بردای غیر مجاز از منابع آب زیرزمینی است که اگر در هیچ یک از موارد فوق دولت نمی‌تواند سیاستی بهینه اتخاذ کند، در پایین‌ترین سطح می‌تواند جلوی حفر بی‌رویه چاه‌های عمیق و نیمه عمیق را بگیرد.

چگونه منابع مشترک به صفر می‌رسند؟

در ادبیات اقتصادی، منابعی مانند آب که به‌صورت اشتراکی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند، همواره در معرض تهدیدی به نام «تراژدی منابع مشترک» قرار دارند. معمولا منابع مشترک از آب شیرین گرفته تا مراتع، جنگل‌ها و حتی ماهیان آب‌های آزاد با مشکل تاراج عمومی مواجه می‌شوند چون قاعده این نیست که هرکس به اندازه،‌ بهره‌برداری کند، برنده است بلکه برنده کسی است که بیشتر بهره‌برداری کند به این ترتیب بهره‌برداران منابع عمومی همواره تلاش می‌کنند نسبت به همسایگان یا رقبای خود سهم بیشتری از منابع را کسب کنند.

سودهای کوتاه مدت، ضررهای بلندمدت

تراژدی منابع مشترک به دلایل زیر اتفاق می‌افتد:

مصرف بیش از اندازه در نتیجه رقابت برای کسب منفعت بیشتر،

سرمایه‌گذاری پایین در مورد منابعی که می‌توان بهره‌برداری مناسبی از آن کرد،

بالا رفتن هزینه استخراج به‌دلیل فقدان تکنولوژی مناسب برای استخراج

در مورد این تراژدی آنچه که اتفاق می افتد این است که فردبه فرد جامعه وارد رقابت منفی شده و به دلیل عدم وجود قوانین یا عدم اعمال قوانین، سعی می کنند که از منابع، بهره بردای شخصی بیشتری داشته باشند، این رفتار باعث می شود منابع محدود، در مدت زمان اندکی، ناپیدا شده و تمامی افراد جامعه نهایتا متضرر شوند. این در حالی است که برای هر بازاری باید قوانینی وضع شود تا سودهای شخصی کوتاه‌مدت، منافع ملی بلندمدت را از بین نبرد.

چگونه منابع مشترک به صفر می‌رسند؟

جدای از این که تراژدی منابع مشترک نهایتا به اتلاف منابع و حتی اتمام آن منجر می‌شود، مسئولیتی سنگین در قبال آیندگان بر گردن جوامع فعلی است و منفعت دوره زندگی ما نباید آیندگان را از دسترسی به این منابع محروم کند. علاوه بر این توسعه پایدار نیازمند منابع پایدار است، پس استفاده صحیح از منابع مشترک، یک دیدگاه استراتژیک بلندمدت برای توسعه اقتصادی است.

وقتی استفاده بی‌رویه و غیر اصولی از منبعی با واکنش مناسب دولت ها مواجه نمی‌شود، همگان از ترس کاهش منفعت شخصی به‌سرعت در کورس رقابت قرا می‌گیرند، نظارت دولت ها و واکنش‌های به‌موقع در مقابل چنین وقایعی، همچین استفاده صحیح از منابع در دسترس، روح اعتماد را وارد کالبد جامعه می‌کند و جلوگیری از تراژدی منابع مشترک را به یک فرهنگ بدل می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =